سلام. آرین دعوتم کرد به بازی اینترنتی...
یادش بخیر اون روزایی که خودم بازی راه مینداختم به پیشنهاد عمو شهاب و به نظرای خوشگل جایزه هم میدادم! ستاره های رنگی!
الان دیگه نه وقتشو دارم به اون صورت... نه شماها مثل قبل حضور دارین که آدم دلگرم بشه...
اما به قول شهاب همین جوری بهتره! چون اون موقع مثلاً مقید بودیم که فلان روز حتماُ مطلب بذاریم ولی الان هروقت حسمون اجازه بده یا طلب کنه کلید میندازیم تو قفل وبلاگمون...
خوبیش هم به همینه! نشریه روزانه نیست که..
میخوام جواب سوالای بازی آرین رو بدم!
-------------------------------------------------------------------------------------------------
فکر کنيد همين الآن خداي نکرده بفهميد بيمار هستيد و تنها ۳ماه از عمر شما باقي مانده
است و ميتوانيد۳ ماه زندگي کنيد در اين مدت کوتاه ۳کار مهمي که حتما انجام ميدهيد
چيست؟!!
شاید یه کاری که تو این مدت انجام میدم اینه که درس خوندن رو به عنوان یه داوطلب کنکور رها میکنم و میرم وردست یه مهندس نقشه کش فقط چند هفته عشق میکنم!
یه قدم دیگه که برمیدارم اینه که این 3ماه رو با کسی که دوسش دارم زندگی میکنم! فکر کنم اون موقع اجازه شو داشته باشم! و خواسته ی سوم مکمل آرزوی دوم منه! یه جایی باشم.. دور از بقیه مردم! یه جزیره که کسی مزاحم خوشی های آخرم نباشه! این خیلی مهمه!
اگه قرار باشه يه فيلم از سر گذشت زندگي شما در همين سن که هستيد درست کنند...
¤اول از همه روز و ماه و سال تولد؟
تو قسمت معرفی وبلاگم کامل نوشتم ولی... تو بیست و هفتمین روز از ماه "برف آزر" (به هخامنشی) تو سال بز به دنیا اومدم.
¤چهار اتفاق مهم زندگيت که بايد بهشون اشاره بشه کدام است؟
یه اتفاق خوب زندگیم دوست خوبم محدثه است! سرنوشتمون که چطور به هم گره خورد و این گره چطور محکم شد.. میخوام انگشت اشاره ی کارگردان فیلم به سمت اون باشه! نماد تحمل مشکلات!
اتفاق دوم زندگیم حذف شد!
اتفاق سوم فامیل شدن با آذینه! بهش میگم تو شبیه اون سنجابه تو عصر یخبندان هستی! اون که عاشق فندقه! (خیلی وقته ندیدمش دلم واسش تنگ شده!)
[نیشخند]
اتفاق چهارم هم شاید خودم باشم! خصوصیاتم.. حرفام.. علایقم! نماد کسی که تو بچگیش به جای بازی با دخترای فامیل میرفت یه گوشه کتاب قصه هاشو میخوند.. الان هم همون جوریه
¤چهار اتفاق مهم که نبايد بهشون اشاره بشه؟
خارج شدن دو دوست (دختر) از زندگیم با خاطرات ناخوشایند!
البته اینا هم اگه عنوان بشن بد نیستن! کسب تجربه است ولی خوب... دوست دارم تو فیلمم کسایی باشن که عاشقشونم!
پس بی خیال بقیه! گور باباشون!
¤خلاصه اي از اخلاقتون به اضافه شخصيت و چيز هاي ديگر؟
طالع بینی میگه: دختر قوس و قزح هستم... زود فکر و حرفم رو عوض میکنم! و واقعاً همین طوره! در ظاهر مستقل و آرامم. اما آتشفشانی خاموش درونم دارم که حتی نزدیک ترین کس به من هم قادر نیست منو کاملاً بشناسه !
راحت به اشتباهم اعتراف میکنم و معذرت خواهی میکنم...
خیلی ولخرجم البته با پول توجیبی خودم.. (چون تا حالا 1بار هم نشده از بابام درخواست پول کنم)
درس رو خیلی دوس دارم.. کتاب رو بیشتر... نقاشی کردن آرومم میکنه..
(الان که فکر میکنم به این نتیجه میرسم که با این روحیه ای که دارم اصلاً نباید ریاضی فیزیک میخوندم!)
اصلاً اهل چرب زبونی نیستم.... منظورم جنبه های مثبتشه.. یعنی زبون ریختن... شیرین زبونی!
کنجکاوم. زیاد اهل شوخی کردن نیستم... بیشتر به شوخی های دیگران میخندم... خیلی میخندم!
همینا دیگه...
¤با در نظر گرفتن چهره واقعيتون کدوم يکي از هنر پيشه ها رو براي بازي نقش خودتون انتخاب ميکنين؟
شاید همین روناک یونسی یه کم شبیه من باشه! خجسته تو فیلم رستگاران!
خودم استعداد بازیگری ندارم وگرنه دست به کار میشدم!
-------------------------------------------------------------------------------------------------
مرسی که به این بازی دعوتم کردین... منم هرکی این پست رو میخونه دعوت به بازی میکنم. مخصوصاً عمو شهاب - امید - پناه - علیرضا - آبان - من و تو = ما - آقا محسن - امیر حسین - سارا جون که الان ازش خبر ندارم...
به شرطی که اگه شرکت کردین خبرم کنین!
تا بعد
+ نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت
2:46 |

| به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته
بیایید، مبادا كه ترك بر دارد چینی نازك تنهایی من. |